امیر عطاران نوشت:
هرچند عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی در شکلگیری آشوبها نقش دارند، اما میتوان برخی عوامل ساختاری و نهادی را که مسیر اعتراض مسالمتآمیز را مسدود میکنند، بهعنوان بسترساز حرکت اعتراض به آشوب برشمرد:
¤ انسداد ساختاری مسیرهای قانونی اعتراض: نبود مکانیزمهای مؤثر برای بیان نارضایتی یا اصلاح مشکلات باعث میشود مردم راههای غیر رسمی و پرخطر را برای شنیده شدن انتخاب کنند.
¤ عدم وجود احزاب و سازمانهای سیاسی کارآمد:
وقتی احزاب قادر به نمایندگی واقعی مطالبات مردم نباشند،مردم نمیتوانند از طریق سازوکارهای رسمی سیاسی صدای خود را منتقل کنند.
¤ محدودیت رسانههای مستقل:
رسانههای آزاد نقش مهمی در اطلاعرسانی، شفافیت و ایجاد فضای گفتوگو دارند. محدودیت آنها، انسداد جریان اطلاعات و احساس بیصدایی را تقویت میکند.
¤ تضعیف نهادهای میانجی: انجمنها، سندیکاها، NGOها؛
نهادهای مدنی که میتوانند نقش واسطه بین مردم و دولت را ایفا کنند، اگر ضعیف یا غیر فعال باشند، امکان حل و فصل مسالمتآمیز منازعات کاهش مییابد.
¤ تبدیل اعتراض خیابانی از گزینه به ضرورت: هنگامی که مردم هیچ راه قانونی و نهادی برای بیان نارضایتی ندارند، اعتراض خیابانی به تنها راه برای دیده شدن مطالبات تبدیل میشود و احتمال بروز خشونت و آشوب افزایش مییابد.
از این رو، قبل از آن که انتقادات و مطالبات مردم در شیب تند اعتراضات به شورش و آشوب کشیده شود و زمینه سوءاستفاده دشمنان یا جریانهای معاند و فتنه گران فراهم گردد، ضروری است که صدای مردم شنیده شود و سازو کارهای قانونی و نهادی برای بیان و پیگیری مطالبات تقویت شود.
✍ یک معلم