آخرین عناوین:
کد خبر: 285 07 اردیبهشت 1405 بازدید: 22 نفر

نبرد ژاپنی در قلب خیابان های شهر دیر

جدال امروز، دیگر به در دست گرفتن چوب و چماق خلاصه نمی‌شود؛ این نبرد مرگبار، در قلب تپنده خیابان‌های شهر دیر جریان دارد. جایی که خانواده‌ها، بنا به هر دلیلی، تسلیم خواسته فرزند کم‌سن‌وسال خود می‌شوند و او سوار بر موتورهای ۱۳۰۰ سی‌سی یا همان ارابه‌های مرگ، به سمت دالان‌های سیاه و پرپیچ‌وخم جاده‌ها میشتابد ودر نهایت قربانی این بازی خطرناک می شود.

الهام میرزایی زاده 

با شنیده شدن صدای موتور، موج هیجان  در سینه‌ها به خروش می آيد؛ از کودک ۴ یا ۵ ساله‌ای که با فریاد «هوتوتوتو» به استقبالش می‌رود، تا مرد ۴۰ ساله‌ای که با دیدن این صحنه، ذره‌ذره وجودش از شور و هیجان جوش می‌زند.
نوجوان، خود را در مرکز توجه می‌بیند جایی که موتور نماد آزادی‌ شده است؛
او حالا در زمین خاکی کنار شرکت متانول، در میان انبوه تماشاگرانی که بسیاری از آن‌ها خانواده‌های موتورسواران هستند می‌بینند، با نمایش صدا، قدرت و سرعتی سرسام‌آور، چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می‌سازد.
یاماها، سوزوکی و کاواساکی، اکنون نقل‌مجلس خانواده‌ها تبدیل شده‌ و در کانون توجه‌اند.

اما این تصویر فریبنده، پرده‌ای بر حقیقتی تلخ است. دوره نوجوانی، به دلیل قرار گرفتن فرد در معرض خطرات متعدد و به عبارتی انتخاب راه‌های پرریسک، همراه با آسیب‌های فراوان است. بسیاری از آسیب‌های دوران بزرگسالی، ریشه در تصمیمات و تجربیات این دوره حساس دارد. از این رو، نقش خانواده‌ها برای گذر کم‌ریسک نوجوان از این دوران، بسیار حائز اهمیت است. خانواده‌ها باید با تأکید بر استعدادها و ظرفیت‌های بالقوه نوجوان، با پرورش شایستگی‌ها، اعتمادبه‌نفس، پیوندهای اجتماعی سالم و احساس مسئولیت‌پذیری، بستری امن فراهم کنند تا نوجوان بتواند به شکلی سازنده با چالش‌های رشدی و هیجانات سهمگین این دوره مواجه شود.

متأسفانه، تعدادی از خانواده‌ها به دلیل ناآگاهی، اقدام به خرید موتور سنگین برای فرزند نوجوان خود می‌کنند. برای درک عمیق‌تر این معضل، می‌توان انگیزه‌های خانواده‌ها را در سه دسته اصلی بررسی کرد:

دسته اول خانواده‌هایی که به خیال اینکه با خرید موتوری با کیفیت و گران‌قیمت، ایمنی بیشتری را برای فرزند خود تضمین کرده‌اند، اقدام به خرید موتور سنگین میکنند.

دسته دوم، خانواده‌هایی هستند که با خرید موتور سنگین برای فرزند خود، به دنبال کسب جایگاه اجتماعی والا و جلب توجه در جمع هستند. در این دیدگاه، موتور نمادی از ثروت و نفوذ اجتماعی است که خانواده ها در پی کسب آن هستند.

گروه سوم عمده‌ی افراد را در برمی‌گیرد؛ والدینی که زیر فشار اصرار و لجبازی فرزند نوجوان، تسلیم خواسته او می‌شوند. خانواده هایی که نمی‌خواهند نقش «والدین سختگیر را به خود بگیرند و برای آرام کردن فضای خانه، راهی جز رضایت به خرید موتور ندارند‌.

این در حالی است که علم و تجربه نشان می‌دهد قدرت موتور، وزن سنگین آن و سرعت بالایش، کاملاً از ظرفیت پردازش مغز یک نوجوان خارج است. در سرعت‌ و شتاب‌ بالا، مغز نوجوان که هنوز در حال تکامل است، از توانایی کنترل کامل و پردازش سریع خطرات باز می‌ماند و به سرعت دچار اشتباه می‌شود، و همین اشتباه کافیست جانی از دست برود و خانواده ای برای تمام عمر عزادار شود.
واکنش‌ تأخیری و عدم تعادل، مرز باریک بین زندگی و مرگ را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ای که در اینجا بیش از هر چیز حائز اهمیت است، این است که موتور سنگین، وسیله‌ای برای حمل‌ونقل ایمن نیست ومسئولیت اصلی حفظ جان فرزندان، بر دوش والدین است. با تغییر نگرش از خرید موتور سنگین به عنوان نماد آزادی یا جایگاه اجتماعی، و تمرکز بر پرورش مهارت‌ها و شایستگی‌های نوجوان، می‌توان از بسیاری از آسیب‌های جبران‌ناپذیر در امان ماند.

اشتراک گذاری
لینک کوتاه

https://ravikhalijefars.ir/5KgW15kyb

دانش و فناوری